{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زخمهای دستم را می بست و می گفت

زخمهای دستــم را می بست و می گفت:


چرا با خود چنین کردی


ولی زخم بزرگ دلم را ندید تا بگوید،


چرا با تو چینین کردم.
دیدگاه ها (۱)

از خودم برایت بگویم؟از خانه، از خیابان،شهر، صدای پایِ ما، شب...

زنی که با یک کتاب...شعر... آهنگ ...یا حتی یک فنجان قهوه ...ح...

دلم سوختوقتےنگات سرد شد …دلم سوختحرفات همہ درد شد …دلم سوختو...

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد یا آنکه گدایی محبت شده باش...

#عاشقانه_های_من#عاشقانه_ای_غمگین #زیبا #خاص #غمگین #حرف_دل #...

وقتی دابسمش زوجی از کنترل خارج میشه! واکنش یادت نره!

باور کنآنقدر ها هم سخت نیست فهمیدن اینکه بعضی ها می آیندکه ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط