{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب وضو در ساحت باران گرفتم

دیشب وضو در ساحت باران گرفتم
سجاده ای از دامنِ ریحان گرفتم

دلتنگ بودم مثل ابر غم گرفته
بغضی شدم باریدم و سامان گرفتم

گفتند پایان آمده فصل بهارت
بذری شدم جا در دل گلدان گرفتم

فالی زدم از بخت خود حالی بپرسم
گرد و غبار از چهرهء دوران گرفتم

حالا دگر آیبنه ام پرنور گشته
حاجات خود را با لب خندان گرفتم...
دیدگاه ها (۶)

بــی خیــال است … خیلــی بـی خیــال همـــان کسـی کــه همه ی ...

وقتی یه زنحسودی میکنهدیگه نیازی نیسبگه"دوستت دارم".

‌ "ﺧﺪﺍی"ﻣﻦ ...ﺑﺮﺍی ﺩﻟﻢ "ﺍﻣﻦ ﻳﺠﻴﺐ" ﺑﺨﻮﺍﻥ..."ﺍﻣﻦ ﻳﺠﻴﺐ" ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺗ...

.ﻳﻪ ﻭَﻗﺘﺎﻳـی ﻫَﺴﺖ ...ﻧﻪ" ﮔﺮِﻳﻪ ﻛَﺮﺩﻥ " ﺁﺭﻭﻣﺖ میکنهﻧﻪ " ﻧــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط