خواهم امد
خواهم امد
روزی در حالی که
کوله باری بر دوش
وگرد وخاکی در بر
وپاره کاغذ کهنه ای دردست
از خم کوچه خانه تو
خواهم پیچید
خسته و پرسان
نه که بگویم :
خانه دوست کجاست
خواهم پرسید
ارامشم کجاست
امنیت خاطرم کجاست
خواهم امد
خسته
ولی شاد
وبا دیدنت
سختی گذشته ها
فراموش خواهد شد
نگران اینده نخواهم بود
وحال را خواهم چسبید
مثل بچه ها
در اغوشت ارام خواهم گرفت
وفراموش میکنم که دوریت چقدر ازارم داد
تو را ونفسهایت را وگرمایت را
در برخواهم گرفت
نه ادعای مسیح بودن
ونه داشتن عصای موسی
فقط این دل عاشق وشکسته را
برایت ارمغان خواهم اورد
خواهم امد
واشکهایم اخرین دانه هایش را برایت
مروارید باران خواهند کرد
منتظرم باش
به زودی
روزی در حالی که
کوله باری بر دوش
وگرد وخاکی در بر
وپاره کاغذ کهنه ای دردست
از خم کوچه خانه تو
خواهم پیچید
خسته و پرسان
نه که بگویم :
خانه دوست کجاست
خواهم پرسید
ارامشم کجاست
امنیت خاطرم کجاست
خواهم امد
خسته
ولی شاد
وبا دیدنت
سختی گذشته ها
فراموش خواهد شد
نگران اینده نخواهم بود
وحال را خواهم چسبید
مثل بچه ها
در اغوشت ارام خواهم گرفت
وفراموش میکنم که دوریت چقدر ازارم داد
تو را ونفسهایت را وگرمایت را
در برخواهم گرفت
نه ادعای مسیح بودن
ونه داشتن عصای موسی
فقط این دل عاشق وشکسته را
برایت ارمغان خواهم اورد
خواهم امد
واشکهایم اخرین دانه هایش را برایت
مروارید باران خواهند کرد
منتظرم باش
به زودی
- ۹۵۸
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط