#فࢪناد

#فࢪناد
امروز توی خیابون داشتم واسه خودم میرفتم یه نفر صدام زد ؛ برگشتم گفتم بفرمایید ..
یه کاغذ تا شده بهم داد و گفت این مال شماست .. کاغذ رو که باز کردم و نگام به این دست نویسش افتاد ، اون لبخنده بعد مدتا اومد روی لبم ..
سر بلند کردم که تشکر کنم ولی اون اطراف ندیدمش ..
ینی پیداش نکردیم ؛
فقد چشای سبزشون تو خاطرمون موند .. خواستم بگم درسته که پیام منو نمیبنی ، ولی همین چارتا جمله ، روز منو ساخت ..
درضمن باعث شدی منم چنتا از این دست نویسا بزارم ته جیبم ، که مثل تو حال خوب منتقل کنم
دیدگاه ها (۰)

عشق اشتباه

سلاممم به همگیییخب من یه خبر دارم براتون من میخام از ویس برم...

چند پارتی

وقتی هم دانشگاهی بودید و ..Part: ³وای نه ایکاش بر می‌گشتم به...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part هیجان داشتم... دل...

پارت ۴۸

My lovely neighbor part : 66

My friend ♡:) part. 24.جیمین.. خاک توسرت.. اروم همشون نشستن ...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

پارت ۴۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط