فناد

#فࢪناد
امروز توی خیابون داشتم واسه خودم میرفتم یه نفر صدام زد ؛ برگشتم گفتم بفرمایید ..
یه کاغذ تا شده بهم داد و گفت این مال شماست .. کاغذ رو که باز کردم و نگام به این دست نویسش افتاد ، اون لبخنده بعد مدتا اومد روی لبم ..
سر بلند کردم که تشکر کنم ولی اون اطراف ندیدمش ..
ینی پیداش نکردیم ؛
فقد چشای سبزشون تو خاطرمون موند .. خواستم بگم درسته که پیام منو نمیبنی ، ولی همین چارتا جمله ، روز منو ساخت ..
درضمن باعث شدی منم چنتا از این دست نویسا بزارم ته جیبم ، که مثل تو حال خوب منتقل کنم
دیدگاه ها (۰)

#فࢪناد🥀 ديدين بعضي ها مثل ژلوفن ميمونن؛ مسكّن اند بهت آرامش ...

#فࢪناد🥀 مشغول نوشتن بودم ، گوشی روشن خاموش شد ، رفتم تو چت ،...

#فࢪناد ツ‌‌♡#نفس#جانا

بهم گفت یا اخلاقتو درست کن یا میرم، و من الان یه بد اخلاقِ ت...

part5

P25🍯-معلومه که نه لارا جان& آخه امشب{حرفشو جیمین قطع کرد}-دخ...

P24🍯-معلومه که نه لارا جان& آخه امشب{حرفشو جیمین قطع کرد}-دخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط