{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ذیروز با ی الدنگی که دوستمه رفتم بیرون

ذیروز با ی اَلدَنگی که دوستمه رفتم بیرون.
و بالاخره کتاب خریدم.
از اونجا که واقعا داشتم برای به امید دل بستم دیوونه میشدم اونو خریدم.
بعدشم چون میراث رو تموم کرده بودم ارثیه هاثورن رو خریدم و بعد دیدم شب‌های روشن اخه اینقدر قیمت مناسب؟ اون رو هم خریدم.. در کل شد یک میلیون خورده ای.
بعد یجا ناروتو دیدم فیگور و عکس و اینا بعد منم که فن ناروتو دیدم پول ندارم و آره کلی حرص خوردم بعد رفتم همون الدنگ رو سوار سرسره کردم با اون قد درازش--
راجع به عکس دوم:کل کتاب های منه.. من اجازه خرید کتاب ندارم ولی کتاب pdf خیلیی زیاد خوندم این کتاب هارو هم تونستم بخرم.
البته افسانه ای از جادو و آن سوی دیوار کادوعه.
و جناح چهارم و عیبی ندارد حالت خوش نیست رو دختر عمه ام داده بو بهم نگه دارم برا خودم سر ی مسئله مجبورم پس بدم.
دیدگاه ها (۲۶)

ما که سابسکرایب نداریم.تو فالو کن.خب چندتا آوردی پایین؟؟۱:تر...

وضعیت این روزا به راویت تصویر::

نویسنده ها میتونید راجع به تصویر اول ی داستان بنویسیدتصویر د...

فیکشن *چانمین* پارت یک

My bloody loveپارت ۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط