{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مدت هاست که میبینمت و نمیدانی

مدت هاست که میبینمت و نمیدانی ،
نمیدانی چه لذتی دارد وقتی در خیالم با تو قدم میزنم دستهایم را می فشاری و اتش در دلم زبانه میکشد

#عرفان_وفایی
دیدگاه ها (۱)

برای عشق دلیل و بهانه لازم نیست!همینکه خواست، شِکفته! جوانه ...

تو را دوست میدارم نه چون نیما شبا هنگام...تو را دوست میدارم ...

حضورت چون نسیم بامدادی مفرح جان است و روح و اشتیاق بیداریم ت...

در شب عشق ، که عشاق به هم آمیزندمن کنار غم تو خیره به تصویر ...

پارت ۵+*استخوان هایم هنوز به خاطر دیروز درد می کنند اما به غ...

وقتی دوستید شروع پارت ۲ : قلبم می خواست از داخل بدنم بیاد بی...

New Post.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط