{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت

زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت
که قیمتم بشناسد به امتحان سکوت
منی که خاک نشین بودم
از تجلی عشق
گذشته‌ام از فلک هم 
به نردبان سکوت
نهفته باید و بنهفتم آنچه را دیدم
که عهد عهد غم است
و زمان زمان سکوت
- شهریار ٬🌿
دیدگاه ها (۰)

با بدان بد باش و با نیکان نکوجای گُل گُل باش و جای خار خار🌱🪷...

مولانا چقدر قشنگ میگه:✨ ما هیچ تر از هیچ پی هیچ دویدیمجز هیچ...

سر به صحرا نهد آشفته‌تر از باد بهارهر که با آن سر زلفش سر سو...

همچو چنگم ؛سرِ تسلیم و ارادت در پیش#تـــــــــــــو به هر ضر...

هر پایانی، در دلِ خود یک “رهایی” پنهان دارد. به انتها رسیدن،...

تکاپو پارت 9۴:کافه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍دو روز بعد...هوای شهر، بعد از با...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط