دیوان شعرهای من

دیوان شعرهای من
دو فصل دارد
انتظارت تا سپیده دم، شبها
و
گریه هایم تا غروب، هر روز

چشمهایت اما
تمام فصول تشنگی مرا
به آغوش می کشند
دیدگاه ها (۲)

به تمام آن هابه همه شانکه معجزه ای دارندبگو!معجزه یعنیامروز ...

سرد شده امآن قدر که دلم در هوای نبودنت یخ زده استو اشک روی گ...

گِـله ازدست کسی نیست.مقصر،دل دیوانه ی ماست!

دلم که می‌گیرد نه سراغ عکس‌هایت می‌رومنـه دل خوش می‌کنمبه دو...

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

فیک پارت ۱⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐روی تختم نشسته بودم به اتفاقی که قراره بیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط