{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حضور تو

حضور تو
دریا را به باریدن کشاند
و
آسمان را به زمین
نمیدانم چه هستی
معجزه یا افسانه
و
یا شعری در مـن
که چون گرده ی گل در آغوش نسیم آرام گرفته
تنها میدانم
تـو
خود من هستی با تمام دیوانگی ام ...
دیدگاه ها (۱)

ارزش بودنت را همیشهاز اندیشه ی یک لحظه نبودنتمیفهمم!!دوستت د...

سـرم را ڪہ تـڪیہ می دهـم بـہ ســینہ مـردانه اَٺ...همـہ ڪـوه...

قرار نیست تمام جمعه ها ...به رسم همیشه تو کسل باشی و من بی ق...

دست هایم رابگیر ...شاید ایناخرینروزِ من باشد .نفس می خواهم ....

🌱🍒به تماشای چشمانت آمده بودم جایی که سهم  نگاهم در به جا مان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط