به قلبم آه و تنها بر لبم افسوس مـے ماند
به قلبم آه و تنها بر لبم افسوس مـے ماند
که از هر خواب شیرین بـے تو یک کابوس مـے ماند
دلم بعد از تو مانند کلیسایـے ست متروکه
که چشم راهبانش بسته بر ناقوس مـے ماند
به دنیا دلخوشیم اما اگر از خواب برخیزیم
چه غیر از سکه اے از عهد دقیانوس مـے ماند
خزر همچون کلاهـے از سر این نقشه می افتد
به دوش میرزا آخر تفنگ روس مـے ماند
اگرچه کشورم زیباست اما خوب مـے دانم
که خود روزے برایم پاے این طاووس مـے ماند
که از هر خواب شیرین بـے تو یک کابوس مـے ماند
دلم بعد از تو مانند کلیسایـے ست متروکه
که چشم راهبانش بسته بر ناقوس مـے ماند
به دنیا دلخوشیم اما اگر از خواب برخیزیم
چه غیر از سکه اے از عهد دقیانوس مـے ماند
خزر همچون کلاهـے از سر این نقشه می افتد
به دوش میرزا آخر تفنگ روس مـے ماند
اگرچه کشورم زیباست اما خوب مـے دانم
که خود روزے برایم پاے این طاووس مـے ماند
- ۶۷۶
- ۱۸ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط