هی دختر ؟؟؟
هی دختر ؟؟؟
بیا میخواهم رازی را بگویم ...
پسرها عروسک ندارند !
پسرها اشک هم ندارند !
میترسند مردیشان زیر سوال برود !
ته صدایش گریه ای بی صداست ...
با یک آغوش ساده قلب هر مردی را میشود بدست آورد !
نگاهش کن !
ولی خسته است وقتی که مریض است ولی دلسوزی برایش نیست !
میدانم از پسرها ناراحتی !
میدانم جر زنی میکنند !
بی معرفتند ...
حرف بد میزنند ...
آنها تقصیری ندارند !
چون بازی بلد نیستند ...
کسی مثل تو او را ناز نکرده ،
صورتش را نبوسیده ...
او بجای بوسه سیلی خورده است
تا یادش بماند مرد باید قوی باشد !
دخترک ؟؟؟
پسرها نمیشکنند مگر ...
بدست دخترکی !!!
بیا میخواهم رازی را بگویم ...
پسرها عروسک ندارند !
پسرها اشک هم ندارند !
میترسند مردیشان زیر سوال برود !
ته صدایش گریه ای بی صداست ...
با یک آغوش ساده قلب هر مردی را میشود بدست آورد !
نگاهش کن !
ولی خسته است وقتی که مریض است ولی دلسوزی برایش نیست !
میدانم از پسرها ناراحتی !
میدانم جر زنی میکنند !
بی معرفتند ...
حرف بد میزنند ...
آنها تقصیری ندارند !
چون بازی بلد نیستند ...
کسی مثل تو او را ناز نکرده ،
صورتش را نبوسیده ...
او بجای بوسه سیلی خورده است
تا یادش بماند مرد باید قوی باشد !
دخترک ؟؟؟
پسرها نمیشکنند مگر ...
بدست دخترکی !!!
- ۲.۰k
- ۲۴ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط