با تو گویم سهراب....
با تو گویم سهراب.... قایقت را آب برد ،، پهلوانان مردند ،،،، مردم آبادی پریان را کشتند
کاش بودی سهراب ،،،،،،، آبی آسمان
در جگر خونی دریا دگر نقش نداشت ،،، مردم آبادی آب را گل کردند
کاش بودی سهراب
دل تنهایی مان ،،، خوش به آواز شقایق ها بود
مردم آبادی نقش ها را شستند
کاش بودی سهراب
تکه نانی داشتی ،، سر سوزن ذوقی
قفسی میساختی ،،، میفروختی به ما
مردم آبادی تکه نان را خوردند
کاش بودی سهراب
کعبه داشتی بر لب آب ،،، دوستانی بهتر از آب روان
مردم آبادی کعبه را بشگستند
کاش بودی سهراب
مردم آبادی دلخوش از شعر تو بودن اما
کدخدا آمد و کشت ذوق آبادی را
کاش بودی سهراب
پدرت وقتی مرد ،،، آسمان آبی بود
اما در آبادی در همین نزدیکی
پسری در غم مرگ پدرش عاشق بود
کاش بودی سهراب
یادته میگفتی
زندگی حس قشنگیس که یک مرغ مهاجر دارد
اما در آبادی ،، زندگی خبره تلخیست ،، که یک کلاغ بالغ دارد
کاش بودی سهراب
تا نفس هست زندگی باید کرد
به گل یاس و شقایق دگر مربوط نیست ،، زندگی اجباریست
کاش بودی سهراب ،،، کاش بودی
کاش بودی سهراب ،،،،،،، آبی آسمان
در جگر خونی دریا دگر نقش نداشت ،،، مردم آبادی آب را گل کردند
کاش بودی سهراب
دل تنهایی مان ،،، خوش به آواز شقایق ها بود
مردم آبادی نقش ها را شستند
کاش بودی سهراب
تکه نانی داشتی ،، سر سوزن ذوقی
قفسی میساختی ،،، میفروختی به ما
مردم آبادی تکه نان را خوردند
کاش بودی سهراب
کعبه داشتی بر لب آب ،،، دوستانی بهتر از آب روان
مردم آبادی کعبه را بشگستند
کاش بودی سهراب
مردم آبادی دلخوش از شعر تو بودن اما
کدخدا آمد و کشت ذوق آبادی را
کاش بودی سهراب
پدرت وقتی مرد ،،، آسمان آبی بود
اما در آبادی در همین نزدیکی
پسری در غم مرگ پدرش عاشق بود
کاش بودی سهراب
یادته میگفتی
زندگی حس قشنگیس که یک مرغ مهاجر دارد
اما در آبادی ،، زندگی خبره تلخیست ،، که یک کلاغ بالغ دارد
کاش بودی سهراب
تا نفس هست زندگی باید کرد
به گل یاس و شقایق دگر مربوط نیست ،، زندگی اجباریست
کاش بودی سهراب ،،، کاش بودی
- ۱.۱k
- ۰۸ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط