{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیست بوی آشنا را تاب غربت بیش از این

نیست بوی آشنا را تاب غربت بیش از این
از نسیم صبح بوی یار می باید کشید ...!

#صائب_تبریزی
دیدگاه ها (۶)

خیالِ امروزت را به هیچ چیز آغشته نکن،مگر من و کمی عشق همین ....

من توانستم تمامِ این شبہـا را؛ بدونِ شب بخیرِ #تو بہ صبح بر...

تو خوش ترین خنده یِ سر نوشتی! ای باورِ وعده های خداوند زیبات...

#تو را باید یواشڪی خواستیواشڪی بغل گرفتیواشڪی برایت شعر خوان...

«از غریبه‌ها انتظاری نیست، ضربه‌ها همیشه بویِ آشنا می‌دهند.»

مگر می‌شود از آن یار دست کشید؟وقتی بوی عطرش، چون باد از اسکا...

تابستان جایی است بین زندگی و غرق شدن در رویاها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط