my faki dad
my faki dad
part:۳
⛔کل این پارت اسمات⛔
ا.ت شروع کرد به دراوردن لباساش
🎀در اوردم
🐣بشین رو صورتم
ا.ت نشست روی صورتش و جیمین زبونشو لای کصش میکشید و ا.ت ناله های ریزی مبکرد،تا این که شروع کرد وحشیانه میک زدن
ناله های بلندی از دهن ا.ت بیرون میومد انقدر میک زد که کبود شد
🐣بیبی گرل میدونستی من ابنبات دارم😁
🎀چیی نه کوو بده بوخورم😋
جیمین شروارشو کشید پایین و چون باکسرش فاغ باز بود بیرون افتاده بود
🎀امم این که ابنبات نیس این چیه؟
🐣نه این ابنبات مرداس بوخور
ا.ت سرشو گذاشت تو دهنش و میخورد
🐣لیس بزنن میککک گاززززز
شروع کرد به محکمم ترین حالت ممکن میک زدن جیمین شروع کرد به ناله های مردونه
🐣چاردستو پا شو ببینم...
براش یکم با وازلین سوراخشو و دیکشو چرب میکنه
🎀بابایی چی کار میکنی؟🥺
🐣میخوام بکنمت ممکنه یکم الان دردت بیاد
اروم سرشو حل داد تو ا.ت از درد صورتش تو هم جمع شد اروم اروم فشار داد تا ته رفت تو و شروع کرد اروم تنبه زدن
🎀احححح دَدییی درد دارهه اححح
🐣شییییییش ساکت!
تنبه هارو محکم تر کرد
🎀ایییی هههههه اهههههههه احححح
بعد از چند دقیقه شروع کرد به وحشیانه تلنبه زدن
🐣دیگه نمیتونم تحمل کنمم خیلی تنگهه
جوری تنبه میزد که ا.ت بعضی وقتا از *لذت*جیغ میزد جیمین قشنگ حس میکرد داره میخوره به تهش
جوری میکرد که ا.ت ارضا شد
وقتی فهمید اروم از توش در اورد که اذیت نشه
🎀بابایی😖حس عجیبی دارمم😖
🐣هییییس چیزی نیس عادیه
به کمر خوابوندش و گفت
🐣پاهاتو بزار رو شونه هام...
🎀نمیرسه😖
🐣خب دور کمرم حلقه کن
هنوز جملش تموم نشده بود که دوباره واردش کرد
بعد از هفت راند جیمین حس کرد داره ارضا میشه سریع از توش دراورد همون موقه ارضا شد انقدر زیاد که اوپو روی کل بدنش ریخت و گذاشت تو دهنش تا یکم مزه کنه
🐣خوبه؟
🎀اوهوم....میشه بکنم تو حلقم؟🥺
🐣😁بله که میشه
سریع کرد تو حلقش و دراورد و گاز میگرفت
🎀خیلی ابنباتت خوش مزست بابایی😋💦
🐣نوش جونت
یه دفعه ا.ت از درد پیچید تو خودش و دید ملافه خونیه
🐣چی شد دخترممم؟...
مرسی خوندید😊
part:۳
⛔کل این پارت اسمات⛔
ا.ت شروع کرد به دراوردن لباساش
🎀در اوردم
🐣بشین رو صورتم
ا.ت نشست روی صورتش و جیمین زبونشو لای کصش میکشید و ا.ت ناله های ریزی مبکرد،تا این که شروع کرد وحشیانه میک زدن
ناله های بلندی از دهن ا.ت بیرون میومد انقدر میک زد که کبود شد
🐣بیبی گرل میدونستی من ابنبات دارم😁
🎀چیی نه کوو بده بوخورم😋
جیمین شروارشو کشید پایین و چون باکسرش فاغ باز بود بیرون افتاده بود
🎀امم این که ابنبات نیس این چیه؟
🐣نه این ابنبات مرداس بوخور
ا.ت سرشو گذاشت تو دهنش و میخورد
🐣لیس بزنن میککک گاززززز
شروع کرد به محکمم ترین حالت ممکن میک زدن جیمین شروع کرد به ناله های مردونه
🐣چاردستو پا شو ببینم...
براش یکم با وازلین سوراخشو و دیکشو چرب میکنه
🎀بابایی چی کار میکنی؟🥺
🐣میخوام بکنمت ممکنه یکم الان دردت بیاد
اروم سرشو حل داد تو ا.ت از درد صورتش تو هم جمع شد اروم اروم فشار داد تا ته رفت تو و شروع کرد اروم تنبه زدن
🎀احححح دَدییی درد دارهه اححح
🐣شییییییش ساکت!
تنبه هارو محکم تر کرد
🎀ایییی هههههه اهههههههه احححح
بعد از چند دقیقه شروع کرد به وحشیانه تلنبه زدن
🐣دیگه نمیتونم تحمل کنمم خیلی تنگهه
جوری تنبه میزد که ا.ت بعضی وقتا از *لذت*جیغ میزد جیمین قشنگ حس میکرد داره میخوره به تهش
جوری میکرد که ا.ت ارضا شد
وقتی فهمید اروم از توش در اورد که اذیت نشه
🎀بابایی😖حس عجیبی دارمم😖
🐣هییییس چیزی نیس عادیه
به کمر خوابوندش و گفت
🐣پاهاتو بزار رو شونه هام...
🎀نمیرسه😖
🐣خب دور کمرم حلقه کن
هنوز جملش تموم نشده بود که دوباره واردش کرد
بعد از هفت راند جیمین حس کرد داره ارضا میشه سریع از توش دراورد همون موقه ارضا شد انقدر زیاد که اوپو روی کل بدنش ریخت و گذاشت تو دهنش تا یکم مزه کنه
🐣خوبه؟
🎀اوهوم....میشه بکنم تو حلقم؟🥺
🐣😁بله که میشه
سریع کرد تو حلقش و دراورد و گاز میگرفت
🎀خیلی ابنباتت خوش مزست بابایی😋💦
🐣نوش جونت
یه دفعه ا.ت از درد پیچید تو خودش و دید ملافه خونیه
🐣چی شد دخترممم؟...
مرسی خوندید😊
- ۷۹
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط