پارت ۱۰
پارت ۱۰
+ خب پس..من دلم میخواد فردا ماله من بشی..نظرت چیه؟
_ خوبه
+ اخم نکن دیگه بانو
_ باشهههه ( اخم🗿) ( شوخی کردم حیحیحی🗿🎀)
ویو ات
استرس داشتم..انگار قرار بود زندگیم تغییر کنه..واقعا هم همینطور شد..یعنی چی؟..من دارم با یه مافیا ازدواج میکنم...نه نه نه نباید اینجوری بشه..ولی چاره ای ندارم...شاید عاشقش شدم...نمیدونم................
( پرش زمانی به ۲ روز بعد )
بلاخره روز عروسی رسید و من با تهیونگ ازدواج کردم اونم به صورت رسمی..رابطش خیلی باهام خوب بود و منم کم کم عاشقش شدم و گاهی توی کار های مافیایی کمکش میکردم
ادامه در پارت ۱۱...
+ خب پس..من دلم میخواد فردا ماله من بشی..نظرت چیه؟
_ خوبه
+ اخم نکن دیگه بانو
_ باشهههه ( اخم🗿) ( شوخی کردم حیحیحی🗿🎀)
ویو ات
استرس داشتم..انگار قرار بود زندگیم تغییر کنه..واقعا هم همینطور شد..یعنی چی؟..من دارم با یه مافیا ازدواج میکنم...نه نه نه نباید اینجوری بشه..ولی چاره ای ندارم...شاید عاشقش شدم...نمیدونم................
( پرش زمانی به ۲ روز بعد )
بلاخره روز عروسی رسید و من با تهیونگ ازدواج کردم اونم به صورت رسمی..رابطش خیلی باهام خوب بود و منم کم کم عاشقش شدم و گاهی توی کار های مافیایی کمکش میکردم
ادامه در پارت ۱۱...
- ۳۵۰
- ۲۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط