لب را هنر خنده بیاموز گریاندن یک جمع پریشان هنری نیست
لب را هنر خنده بیاموز ...گریاندن یک جمع پریشان هنری نیست..! (من شاید از معدود کسانی باشم که معتقدم خوشبختم...که طعم شیرین خوش بختی را بارها و بارها و بارها چشیده ام..من از بوییدن یک گل نیمه پلاسیده یاس در دست دخترکی هفت ساله خوش بخت می شوم...من از دستی که یواشکی یک شیرینی کوچک در بشقابم می گذارد خوشبخت می شوم..من از بوی خاک باران زده شب قبل خوشبخت می شوم...من از قرمزی یک تربچه میان یک دسته ریحان خوشبخت می شوم...من از بستن چمدان ، حتی از باز کردن آن خوشبخت می شوم...من تمام صبح هایی که بدون سر درد بیدار می شوم خوشبختم...من برای هر نفسی که با عشق می کشم خوشبخت می شوم...من از اینکه میتوانم بگویم خوشبخت هستم خوشبخت تر می شوم)
- ۹۷۷
- ۲۳ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط