معرفی رمان :«
معرفی رمان :«
فرشته یک مرگ من
موضوع داستان : فیک ، اسمات ،غمناک ، عاشقانه ، پایان خوش، تعداد پارت ها معلوم نیست
شخصیت ها اصلی :لیلی، کوک ، تهیونگ، جیمین، هیون جین ، فیلیکس ، شوگا، لونا(دوست صمیمی یک لیلی)
شخصیت های فرعی: تو پارت ها میفهمید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کیم لی لی
۲۷ سالشه ، عاشق برادرشه، دوست های زیادی نداره، میانگران هست ، پدر اون سختگیره و از بچگی آموزش برای مافیا گری دیده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لی لی ی برادر ب اسم تهیونگ داره م برادر بزرگ تر او هست و مادر مهربان و پدر خیلی سخت گیری داره ک در باند مافیا کار میکنه
جئون جونگ کوک
۲۹ سالشه ، سرد رفتار میکنه و لی از درون میتونه زود وابسته شده ، دوست های زیادی داره ، احل (یا اهل) دختر بازی نیست ، پدر سخت گیری. داره و مادرش رو از ۱۳ سالگی از دست داده، از بچگی برا مافیا بودن آموزش دیده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خلاصه یک داستان :
لیلی و...... در اسپانیا زندگی میکنن، لیلی ی پسر عمو داره که اسمش کوکه دوست تهیونگع با لیلی صمیمیت و جیمین که دوست لیلی و تهیونگ و کوکه
بالایی اونا من جزو کله گنده های مافیا هستند یا شریک باهاشون دارن که ی پسر داره که اسمش سوگا ست و همش میخواد با لیلی وارد رابطه شه ولی لیلی پا نمیده
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پارت ۱
فرشته ی مرگ من
لیلی بعد از ۳ سال در روسیه بودن ، برگشت اسپانیا پیش خانواده اش
ویو لیلی
در عمارت باز شد و اجوما اومد و ساکام رو برد تو اتاقم و من وارد شدم مامان بابام رفته بودن ماموریت ، وقتی وارد شدم با دیدن چهره جیمین پریدم بغلش
لیلی :جوجهههههههههههههههههه ؛ پرید بغل جیمین و پاهاش رو دور کمر جیمین حلقه کرد
جیمین رو جوجه مینویسم
جوجه: پرنسس ما چطوره
تهیونگ رو ته و جونگ کوک رو کوک مینویسم
ته : پرنسس مارو تعویل نمیگیری نیومده میری تو بغل جوجت (جوجت رو غلیز میگه)
لیلی از بغل جوجه میاد بیرون و میره رو ب روی ته
جوجه :🤣🤣🤣
لیلی دست ب موهای برادرش میکشه و میگه: خان داداشم حسودی کردهههه اشکال نداره گاهی حسودی نیازه (خنده).
ته: ععععععع پس من حسودم هاااااا (میوفته دنبال لیلی)
۲۵ دقیقه بعد:
ای وای داداشی خسته شدم آخه برادر من کی ب خواهرش اینجوری خوشآمد گویی میکنه ( عصبانیو کیوت)
ته: خنده و آن رو میگیره بغلش و میگه پرنسس داداش چقدر بزرگ شدهههه
لیلی : بله دیگهعه شازده پسر آبجی (خنده)
از حیاط میان بیرون و لیلی با صحنه یا مواجه میشه که....
۵تا لایک
۳ بازنشر
ولی پارت های بلند بلند مینویسم هااا
فرشته یک مرگ من
موضوع داستان : فیک ، اسمات ،غمناک ، عاشقانه ، پایان خوش، تعداد پارت ها معلوم نیست
شخصیت ها اصلی :لیلی، کوک ، تهیونگ، جیمین، هیون جین ، فیلیکس ، شوگا، لونا(دوست صمیمی یک لیلی)
شخصیت های فرعی: تو پارت ها میفهمید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کیم لی لی
۲۷ سالشه ، عاشق برادرشه، دوست های زیادی نداره، میانگران هست ، پدر اون سختگیره و از بچگی آموزش برای مافیا گری دیده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
لی لی ی برادر ب اسم تهیونگ داره م برادر بزرگ تر او هست و مادر مهربان و پدر خیلی سخت گیری داره ک در باند مافیا کار میکنه
جئون جونگ کوک
۲۹ سالشه ، سرد رفتار میکنه و لی از درون میتونه زود وابسته شده ، دوست های زیادی داره ، احل (یا اهل) دختر بازی نیست ، پدر سخت گیری. داره و مادرش رو از ۱۳ سالگی از دست داده، از بچگی برا مافیا بودن آموزش دیده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خلاصه یک داستان :
لیلی و...... در اسپانیا زندگی میکنن، لیلی ی پسر عمو داره که اسمش کوکه دوست تهیونگع با لیلی صمیمیت و جیمین که دوست لیلی و تهیونگ و کوکه
بالایی اونا من جزو کله گنده های مافیا هستند یا شریک باهاشون دارن که ی پسر داره که اسمش سوگا ست و همش میخواد با لیلی وارد رابطه شه ولی لیلی پا نمیده
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پارت ۱
فرشته ی مرگ من
لیلی بعد از ۳ سال در روسیه بودن ، برگشت اسپانیا پیش خانواده اش
ویو لیلی
در عمارت باز شد و اجوما اومد و ساکام رو برد تو اتاقم و من وارد شدم مامان بابام رفته بودن ماموریت ، وقتی وارد شدم با دیدن چهره جیمین پریدم بغلش
لیلی :جوجهههههههههههههههههه ؛ پرید بغل جیمین و پاهاش رو دور کمر جیمین حلقه کرد
جیمین رو جوجه مینویسم
جوجه: پرنسس ما چطوره
تهیونگ رو ته و جونگ کوک رو کوک مینویسم
ته : پرنسس مارو تعویل نمیگیری نیومده میری تو بغل جوجت (جوجت رو غلیز میگه)
لیلی از بغل جوجه میاد بیرون و میره رو ب روی ته
جوجه :🤣🤣🤣
لیلی دست ب موهای برادرش میکشه و میگه: خان داداشم حسودی کردهههه اشکال نداره گاهی حسودی نیازه (خنده).
ته: ععععععع پس من حسودم هاااااا (میوفته دنبال لیلی)
۲۵ دقیقه بعد:
ای وای داداشی خسته شدم آخه برادر من کی ب خواهرش اینجوری خوشآمد گویی میکنه ( عصبانیو کیوت)
ته: خنده و آن رو میگیره بغلش و میگه پرنسس داداش چقدر بزرگ شدهههه
لیلی : بله دیگهعه شازده پسر آبجی (خنده)
از حیاط میان بیرون و لیلی با صحنه یا مواجه میشه که....
۵تا لایک
۳ بازنشر
ولی پارت های بلند بلند مینویسم هااا
- ۱۳۵
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط