{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای تو مینویسم

برای تو مینویسم
برای تو که بودنت و شنیدن صدایت تنها دلیل خنده هایم بود
بدان که با آمدنت خنده را به زندگیم هدیه دادی و با رفتنت خنده را با خود از زندگیم بردی
دوستت خواهم داشت با آنکه میدانم دوست داشتن من برایت بازی بچگانه ایی بیش نبود
دوستت دارم و خوشحالم که هر روز با خاطرات روزهای با تو بودن زندگی میکنم
این را بدان خدایی که تو را آفرید نیز نمیخواهد عشقت را از یاد ببرم

دوستت دارم تا ابدیت
دیدگاه ها (۳)

اشکم لرزید.. نفسم ابر شد.. بغضم باری...

کاش میشد روی هر گلبرگ عشق زندگی رابا اقاقی ها نوشت کاش می...

چشم در راهم!در کنج-سکوت-شببرای-ستاره هاساز-دلتنگی میزنمبا من...

قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن داردخــواب،در بستـــر چشم...

مینویسم برای تویی ک نابودم کردی ولی همچنان شوق دیدنت را دارم...

نحوه ی اشناییتون خاص بود...شارلین:مامان..تو چجوری با بابا اش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط