{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت

گفت
فراموشم کن
من در هیچ خیابانی با تو قدم نزدم
زبانم بند آمد که بگویم
قدم نزدم
ولی در تمامِ کوچه های این شهر
به تو فکر کردم
دیدگاه ها (۱)

انداخت خیالتزِ کجایم به کجاها...

من که نهاما دلمسخت تو را می خواهد!

گر م یاد آوری یا نهمن از یادت نمی کاهمترا را من چشم در راهم

فقط بگو خـــــدا تو را ...برای من ساخت؟ یا مرا برای تو ، ویر...

تمام خیابان های شهر را قدم زدم،هیچ خیابانی به خانه نمی رسید…...

«السَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُصْبِحُ وَ تُمْسی...» ✨آقای من! صب...

P.2_-بهش اعتراف کردم.گفت« تو درمورد من هیچی نمیدونی فقط سه ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط