{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت

گفت
فراموشم کن
من در هیچ خیابانی با تو قدم نزدم
زبانم بند آمد که بگویم
قدم نزدم
ولی در تمامِ کوچه های این شهر
به تو فکر کردم
دیدگاه ها (۱)

انداخت خیالتزِ کجایم به کجاها...

من که نهاما دلمسخت تو را می خواهد!

گر م یاد آوری یا نهمن از یادت نمی کاهمترا را من چشم در راهم

فقط بگو خـــــدا تو را ...برای من ساخت؟ یا مرا برای تو ، ویر...

نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برایت می‌نویسم:در عصر های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط