{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو که برگشتی

تو که برگشتی
دیوارها آرام عقب رفتند
اخمِ پنجره باز شد و
آسمان هرچه کبوتر داشت
رها کرد
دیدگاه ها (۱)

در حال دوست داشتن تواممثل... چادر نماز بی بی،به عبادتش!مثل.....

گفتم از دیوانگی زلفش بگیرم،عشق گفت:لایق این حلقه ی زنجیرهر د...

گر یاد تو جرم است غمی نیست که "عشق" استجرمی که نوشتند به پای...

تو آمدیو پنجره‌ای در تاریکیِ اتاقم باز شد،انگار سال‌هاصدای ب...

رهایی نه از دنیـــــــاےبلڪه از اسارت ذهــــنو باورهاے ڪهنه ...

سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد / اگر از شهر غم رفتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط