{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت یک

پارت یک



ویو ته
هوا بارونی و سرد بود
رفتم تو تراس تا یکم گیتار تمرین کنم
هرجا میرفتم خاطره هاش باهام بود .....
یاد زمانی افتادم که باهم کل
روزو بیرون بودیم خوش میگذروندیم.
خیلی دلم براش تنگ شده!....
برای صداش،برای چشماش،برای بغلش....
ولی هیچ خبری ازش ندارم!...
بعد از اون موقع که رفتم خیلی ازم ناراحت شد...
نمیدونم منو میبخشه یا نه .
قرار بود گیتار تمرین کنم... ولی قرق افکارم شدم
فکر اون داشت منو دیوونه میکرد!
ینی میتونم باز ببینمش؟
ساعت تقریبا ۱۰ شب بود
نمیتونستم اون جو بد خونه رو
تحمل کنم تصمیم گرفتم برم بیرون .
بارون داشت می‌بارید و همراه
با اون اشک های منم سرازیر شدن...
رفتم رو نیمکت یه پارک خلوت
نشستم و همینطور اشک می‌ریختم....
تازه ۲ روزه برگشتم کره
فردا باید برم دنبالش...
امید وارم منو ببخشه،اون ادم مهربونیه.....


دوست دارید ادامه بدم؟
دیدگاه ها (۱۰)

دنبالش کنید تا پارت های بعدی رو بزاره @army_vk

پارت ۲ساعت ها رو اون نیمکت نشستم و اشک ریختم تقریبا ساعت ۳ ش...

خب خب کپدوستان میخوام رمانو شروع کنم شخصیت های اصلی:تهیونگ،ج...

کسی اسمشو میدونه؟خیلی خوشگلهههه😭🛐

پارت 4-آتسوشی بازم که تو اینجایی! از وقتی وارد این دبیرستان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط