شست باران

شست باران
همه ی ڪوچه و خـیابان هارا
پس چرا مانده غمت بر دل بارانی من؟

ماجراهایی ڪه با من زیر باران داشتی
شعر اگر می‌شد،قریبِ پنج دیوان داشتم

#بدون_مخاطب🚶‍♀️
دیدگاه ها (۹۲)

ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﺍﺯ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ!ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭند،ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺪﻭﻥ...

دست‌های توانگارپرچم‌های صلح‌اندبر خرابه‌ی روزهای من...دست‌ها...

به قول خانوم جان هیچ وقته هیچ وقت موهای...

من تمام ڪَریه‌هایم را شبی لا به لایِ واژه‌هـا خندیده‌ام تو ...

شده ام در قفس خاطره ها زندانیدردم این است که هم دردی و هم در...

با همه ی بی سر و سامانی امباز به دنبالِ #پریشانی امطاقتِ #فر...

#عاشقانه_های_من#روز_پدر پیشاپیش مبارک#دکلمه #دکلمه_احساسی#د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط