{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی گوسفندی ذبح کرده و آن را کباب نمود. به برادرش گفت بر

مردی گوسفندی ذبح کرده و آن را کباب نمود. به برادرش گفت برو و دوستان و اقوام را بگو که بیایند تا با هم این گوسفند را بخوریم.

برادرش رفت و در بین دهکده صدا کرد: آی مردم کمک کنید، خانه ما آتش گرفته است.

تعدادی اندکی برای نجات دادن آن ها آمدند. وقتی به خانه رسیدند، با کباب گوسفند و نوشیدنی پذیرایی شدند.

برادرش آمد و دید که کسانی دیگری آمده و گوسفند کباب شده را خورده اند.
از برادرش پرسید:‌ چرا دوستان و اقوام را صدا نکردی؟

برادرش گفت: این ها دوستان واقعی ما و شما هستند. کسانی که شما آنها را دوست و خویشاوند می ‌پنداشتید، حتی حاضر نشدند تا یک سطل آب هم روی خانه شما که آتش گرفته بود بریزند!

خیلی ها هنگام کباب و شراب دوستان آدم هستند.
وقتی خانه ات آتش گرفت، یک سطل آب حتی روی خاکستر تان هم نخواهند ریخت.
قدر دوستان واقعی مان را بدانیم 🌺
دیدگاه ها (۱)

007-پنهان در مه - پارت ۷۰

"ای آیه‌ی مکرر آرامش! میخواهَمَت هنوز"#بنام_عشق عشق، امن‌تری...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک: فرشته‌ای در میان طوفانزندگی **...

پارت سیزدهمباران هنوز می‌بارید.آرون وسط سالن ایستاده بود، ان...

جین با نگاه به خانه گفت:«خب... من فقط امیدوارم این یکی از او...

پارت ۲/اخر«چان؟!»چان وسط اتاق ایستاده بود.موهایش خیس بود.حول...

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :دوستِ خیانت کار صدای تپش قلب «...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط