{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جان‌ها گرفته شد وقتی فریاد حق‌خواهی برخاست
خون‌ها ریخته شد وقتی بانگ شجاعت به گوش رسید
نفس‌ها بریده شد،
دل‌ها مرده شد،
زندگی‌ها مرگ شد
هزاران هزار عزیز، جان فدا کردند و سپر بلا شدند
بهار خزان شد و سپیدی زمستان به سرخی خون در آمد
زمین زیر پاهایمان لاله‌گون شد
آنها که بیدار بودند برای ابد خفتند تا خفتگان را بیدار کنند
تا بیدار شوند و ببینند چه بر سرمان آمده
اما افسوس که اینان نخفته‌اند بلکه دل‌مرده‌اند!
اینان مشتی کر و کورند که نه صدای شجاعت را شنیدند و نه پرپر شدن گل‌های بهاری که زمستانشان زود فرا رسید را دیدند
و در آخر تمام فریادها در سینه‌ها سرکوب شد و تمام شجاعت‌ها زیر خروارها خاک آرام گرفت...
در آخر، پایانِ همه‌چیز شد هیچ‌چیز!

1405/3/5
دیدگاه ها (۱)

‌‌

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط