{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بے تو بے تاب ترین پنجره این شهرم

بے تو بے تاب ترین پنجره این شهرم
بے تو اے ڪاش ترین حسرتِ یک دیدارم

سوگ هر قاصدڪے آنقَدَر آزارم داد
روزگاریست ڪه از پنجره ها بیزارم

بے تو بے شانه ترین گریه یک مَردَم ڪه
دلخوش از شانه بے منّت یک دیوارم

سرد و مایوس ترین آه ، ڪه غمباد شدم
بے تو مغموم ترین حالت گندمزارم

با خودت برده اے از من ، منِ بے حاصل را
سالیانیست به خود عزم رسیدن دارم

در فراقت غزلم حال وخیمے دارد
آفت ، افتاده از این قائله بر افڪار‌م

درد جانڪاه مرا هیچ نفهمید‌ ڪسی
مرحبا باز به عِرق و شَرَفِ سیگارم

بے توئے درد خمارے مرا مے افزود
شده ام نشئه ے دردے ڪه دهد آزارم

آنچنان از ستم خاطره ها پیر شدم
ڪه خودم را بخدا زنده نمے پندارم

عاقبت درد غزل هاے مرا مے فهمی
وقتے از من اثرے نیست بجز آثارم

#ستایش_قلب_سربی

#عاشقانه
#دلتنگی
#خاص
#دلنوشته
دیدگاه ها (۰)

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 133 End ・⁠]⁠ᕗنگام ازم گرفت و...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

بی تو بی تاب ترین پنجره این شهرمبی تو ای کاش ترین حسرتِ یک د...

..من بہ دنبال دلیبے غم و دیوارم منحسرتے سخت بنا شدبہ دلم چنگ...

هذیان نمیگویم ولی تب دارم این شب هامن دود... ، نه ! ابری شدم...

مثل یک‌ درد مرا می کِشد این سیگارم مثل اعدامی تشویش زده بیدا...

بعد تو منظره ے ڪوچه ے مان فرق نڪردپنجره، چهره ے من،سوز اذان ...

زهر ترین زاویـــه ی شوکرانمرگ ترین حقه ی جادوگرانداغ ترین شه...

هـر روز ، خـطـ خـطے هـآیـمـ ، بے معـنے تـر از دیـروز مے شـون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط