{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستی با من بسازی ٬ گرچه با دستان خالی

خواستی با من بسازی ٬ گرچه با دستان خالی
قصر رویاهایمان را شهربانوی خیالی

دست های کوچک تو ، با خیالاتی خوش آمیخت
تا بهاری را ببافی ، در دل یک خشکسالی

من کنارت می نشستم ، با نواهای محلی
می زدم دف تا برقصد شانه هایت پشت قالی

"شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم"
شانه هایت تکیه گاه " این همه آشفته حالی"

ما برای زندگیمان ، نقشه هایی می کشیدیم
روی قالی نقش می بست آرزوهای محالی
دیدگاه ها (۲)

آشنای غریب سلام .حقیقتش هنوزنمی دانم ناچاری یادچار . اگرناچا...

روح تمام پدران اسمانی شاد

💞ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽ💞عشقم ...💞میدونی تو همون کسی هستی که وقتینیستی انگا...

👆والا چه کاریههه ☹️آدم گنده ها مگه دل ندارن؟! 😂🛐🛐🛐👈🏾🤓❌کپی اژ...

دلم جنگل، دلم باران، دلم مهتاب می‌خواهددلم یک کلبه‌ی چوبی کن...

والپیپر

میمیرم برات نه یک بار نه صد بار هزاربار بفرست واسه عشقت 👏👏👌👌...

کپی ممنوع

#موزیک_عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط