تکپارتی جیهوپ
#تکپارتی جیهوپ
(در واقع من موضوع کم اوردم این موضوع و یه جایی دیده بودم اما حالا با جیهوپ نوشتم ولی نوشته اون و کپی نکردم)
باهم سر اینکه چرا بیشتر وقتشو پیش تو نیستو کمپانیه دعواتون شده بود و شب بود اما پسر بچتون این صحنه رو دیده بود
ویو بعد از اینکه ات پسرشو خوابوند
+جیهوپ یه لحظه گوش کن
_ات میشه بس کنی من واقعا امشب اصلا حوصله دعوا ندارم
+پس یعنی قرار بود که این دعوا اتفاق بیافته سراین موضوع اما دیرتر
_چاگیا چرا انقد ناراحتی
+معلوم هس داری چی میگی اصلا به ساعتی که داری میای دقت کردی؟(داد)
_(کمی داد) جانگ ات
بچه خوابه صداتو بیار
+نه بابا پس میدونی یه بچه داری
_معلومه که میدونم ات تو درباره چی فکر کردی ها؟
+جیهوپ (کمی داد)
من دلم میخواد مثل قبلا هممون باهم باشیم باهم غذا بخوریم باهم بیدار شیم و باهم بخوابیم اما.... اما تو(اشک)
تو اصلا پیشمون نیستی به اینکه الان ما ماهاست که داریم با پسرت تنها تو این خونه زندگی میکنیم فک کردی
جیهوپ.. هق هق من خیلی دلم.. برات تنگ شدهههه
_(جیهوپ رفت و اتو محکم بغل کرد موهاشو نوازش کرد)
هیسس من شرمندم واقعا ببخشید من میخواستم فردا رو پیشتون بمونم چطوره؟
+اوهوم ع...
_سونجه پسرم تو از کی اینجایی
@بابا مامان داشتین دعوا میکردین؟(بچگونه)
_نه پسرم اینطور نیست
@پس چرا داد میزدین
+(درحالی که اشکشو پاک میکرد)
نه فقط یکم ناراحت شدیم
_(رفت پیش پسرش)
پسرم یه سوپرایز دارم برات
@چی بابا
_قراره فردا ببرمت......(داد) شهربازی
@هورااااا
+(واقعا این صحنه قشنگی بود قرار بود خانوادمون به حالت اولش برگرده)
_کی امادس برای خواب
@+ماااااا
(در واقع من موضوع کم اوردم این موضوع و یه جایی دیده بودم اما حالا با جیهوپ نوشتم ولی نوشته اون و کپی نکردم)
باهم سر اینکه چرا بیشتر وقتشو پیش تو نیستو کمپانیه دعواتون شده بود و شب بود اما پسر بچتون این صحنه رو دیده بود
ویو بعد از اینکه ات پسرشو خوابوند
+جیهوپ یه لحظه گوش کن
_ات میشه بس کنی من واقعا امشب اصلا حوصله دعوا ندارم
+پس یعنی قرار بود که این دعوا اتفاق بیافته سراین موضوع اما دیرتر
_چاگیا چرا انقد ناراحتی
+معلوم هس داری چی میگی اصلا به ساعتی که داری میای دقت کردی؟(داد)
_(کمی داد) جانگ ات
بچه خوابه صداتو بیار
+نه بابا پس میدونی یه بچه داری
_معلومه که میدونم ات تو درباره چی فکر کردی ها؟
+جیهوپ (کمی داد)
من دلم میخواد مثل قبلا هممون باهم باشیم باهم غذا بخوریم باهم بیدار شیم و باهم بخوابیم اما.... اما تو(اشک)
تو اصلا پیشمون نیستی به اینکه الان ما ماهاست که داریم با پسرت تنها تو این خونه زندگی میکنیم فک کردی
جیهوپ.. هق هق من خیلی دلم.. برات تنگ شدهههه
_(جیهوپ رفت و اتو محکم بغل کرد موهاشو نوازش کرد)
هیسس من شرمندم واقعا ببخشید من میخواستم فردا رو پیشتون بمونم چطوره؟
+اوهوم ع...
_سونجه پسرم تو از کی اینجایی
@بابا مامان داشتین دعوا میکردین؟(بچگونه)
_نه پسرم اینطور نیست
@پس چرا داد میزدین
+(درحالی که اشکشو پاک میکرد)
نه فقط یکم ناراحت شدیم
_(رفت پیش پسرش)
پسرم یه سوپرایز دارم برات
@چی بابا
_قراره فردا ببرمت......(داد) شهربازی
@هورااااا
+(واقعا این صحنه قشنگی بود قرار بود خانوادمون به حالت اولش برگرده)
_کی امادس برای خواب
@+ماااااا
- ۵.۳k
- ۲۱ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط