نه سراغی نه سلامی خبری میخواهم

نه سراغی نه سلامی خبری میخواهم
قدر یک قاصدک از تو اثری می خواهم

خواب و بیدار شب و روز به دنبال من است
جز مگر یاد تو یار سفری می خواهم؟

در خودم هر چه فرو رفتم و ماندم کافیست
رو به بیرون زدن از خویش، دری می خواهم

بعد عمری كه قفس وا شد و آزاد شدم
تازه برگشتم و دیدم که پری می خواهم

سر به راهم تو مرا سر به هوا میخواهی
پس نه راهی نه هوایی نه سری می خواهم

چشم در شوق تو بیدارتری می طلبم
دل در دام تو افتاده تری می خواهم

در زمین ریشه گرفتم که سر افراز شوم
بی تو خشکیدم و لطف تبری می خواهم
دیدگاه ها (۵)

برادر یعنی بهترین تکیه گاهرفیق ترین همراهآرامش دهندهدوست داش...

میلادتوشیرین ترین بهانه ایست که میتوان باآن به رنجهای زندگی ...

دوست داشتن بہ حرف نیست...!بہ وقتیہ ڪہ برات میذاره،بہ ارزشیہ ...

بعضی آدمها خسیسند.خساست انواع مختلف دارد.یک نوع خساست هم هست...

من گم شده ام هرچه بگردی خبری نیستجز این دو سه تا شعر که گفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط