{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part:۵

Part:۵

ویو آئوشی و آتسوشی=
آئوشی:هوی جوجه از سر راهم برو کنار اگه میخوای بهت آسیبی وارد نشه... تو هیچ شانسی در برار من نداری.
آتسوشی:اما من... من تمام تلاشم رو میکنم(بچه داره تمام تلاشش رو میکنه از ترس سکته نکنه)
آئوشی: که اینطور... پس خودت خواستی.
ویو نویسنده=
آئوشی به سمت آتسوشی میره که با کاتاناش پاهاش رو زخمی کنه که راه رفتن براش سخت بشه و مزاحم انجام کار مافیا نشه
آتسوشی هم وقتی آئوشی بهش نزدیک میشه موهبتش رو فعال میکنه تا با آئوشی مبارزه کنه و در همین حین آئوشی متوجه میشه که موهبت این تازه وارد شبیه موهبت خودش و برادر مرده اش هست؛ آئوشی مات و مبهوت به صورت آتسوشی نگاه میکنه که یهو یک جرقه باعث میشه قدرت دوتاشون باهم ترکیب بشن و یک انفجار بزرگ در گمرک رخ میده که باعث میشه همه چیز نابود بشه و هرکی به یک طرف بیفته. آئوشی و آتسوشی هم مثل همه به یک طرف میفتن،صورت آئوشی زخمی و کلاه شنلش هم از سرش میفته و موهای بسته شده اش هم باز میشه، و حالا دیگه همه چی برای آئوشی روشن شده بود چون دقیقاً همان اتفاق دردناک ۱۲ سال پیش رخ داده.


پایان پارت پنجم

اگه مطلبی رو متوجه نشدید بپرسید براتون توضیح میدم😊✨
دیدگاه ها (۰)

Part:4ویو نویسنده= همه در حال رفتن به سمت حریف هاشون هستن. آ...

part:3پایان فلش بکمکان گمرک (محل گرفتن محموله ها) ساعت۲ بامد...

Part:2 ادامه فلش بک ویو آئوشی و موری:موری :تو باید از شاگردا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط