{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از سوز زهر پیکرم آتش گرفت و سوخت

از سوز زهر پیکرم آتش گرفت و سوخت
یارب ز پای تا سرم آتش گرفت و سوخت

مسمومم و زبانه کشد شعله از تنم
از این شراره بسترم آتش گرفت و سوخت

من یادگار کرب و بلایم که روز و شب
با روضه هاش خاطرم آتش گرفت و سوخت

می سوخت بین تب تن بابا به خیمه ها
صد بار قلب مضطرم آتش گرفت و سوخت

هنگامه ی غروب که غارت شروع شد
هر کس که بود در حرم آتش گرفت و سوخت

یک زن نمانده بود که شعله به تن نداشت
چادر نماز مادرم آتش گرفت و سوخت

معجر دگر به روی سر دختری نماند
دیدم که موی خواهرم آتش گرفت و سوخت

خنده دگر ندید کسی بر لب رباب
تا جای خواب اصغرم آتش گرفت و سوخت

در کوفه تا که راس حسین شهید را
دیدم به نیزه ، حنجرم آتش گرفت و سوخت

آتش به جان آل پیمبر شد آشنا...
از آن زمان که مادرم آتش گرفت و سوخت

رضا رسول زاده
دیدگاه ها (۹)

از سوز زهر پیکرم آتش گرفت و سوختیارب ز پای تا سرم آتش گرفت و...

از سوز زهر پیکرم آتش گرفت و سوختیارب ز پای تا سرم آتش گرفت و...

❤️‍🔥 والله که او مُضطر حقیقی ...❤️‍🔥

ازخیمه همه اهل حرم رابردنداز پیش نگاهم جگرم رابردندبستندتمام...

جان و دلم فدای تو ای دلبرم، حسیندیگر رسیده است دم آخرم حسینم...

.#وفات #حضرت_زینب (ع) #تسلیت.هنگامه وصال من و دلبرم شده.این...

.#وفات #حضرت_زینب (ع) #تسلیت.هنگامه وصال من و دلبرم شده.این...

بسم_رب_الحسین_ع_..جان و دلم فدای تو ای دلبرم ، حسین.دیگر رسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط