کاش می توانستم تمام دلتنگیهایم را بر کوله بار خدا میریختم

کاش می توانستم تمام دلتنگیهایم را بر کوله بار خدا میریختم تا با تنهائیش به کول بکشد

بدون هیچ خمی بر ابرو

اما افسوس که داده را پس نمیگیرد
دیدگاه ها (۱)

دِلـَــم در کوچه پس کوچه ها ...سگی، با نگاهی پر از درد ...از...

بعضیﻫﺎﺭﻭ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﻰ ﻣﯿﺪﺭﺧﺸﻨﺪﺟﻠﻮ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﻥ ...ﻣﯿﺒﯿﻨﻰ ﺩﺭﺧﺸ...

ﺁﺟﺮ ﻣﯽ ﭼﯿﻨﻢ ﺭﻭﯼ ﻫﻢﺩﻭﺭ ﺗﺎ دور ﺑﻮﺩﻧــــﻢﺁﻧﻘـﺪﺭ ﮐﻪ ﺩﯾــﻮﺍﺭﯼ ﺷﻮﺩ...

ﺁﺩﻡ ﺣﻖ ﺩﺍﺭﺩ ﮔﺎﻫﯽ " ﮐﻢ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ " !ﺍﻣﺎ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳ...

دختر جهنمی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط