در یک روز خزان پاییزی پرستویی را در حال مهاجرت دیدمبه او
در یک روز خزان پاییزی پرستویی را در حال مهاجرت دیدم!به او گفتم:
چون به دیار یار میروی به او بگو دوستش دارم و منتظرش می مانم.
بهار سال بعد پرستو نفس نفس زنان امد
و گفت:
دوستش بدار ولی منتظرش نمان....
چون به دیار یار میروی به او بگو دوستش دارم و منتظرش می مانم.
بهار سال بعد پرستو نفس نفس زنان امد
و گفت:
دوستش بدار ولی منتظرش نمان....
- ۱.۵k
- ۱۶ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط