{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید تورا تصور کنم

باید تورا تصور کنم
در قابی که چشمانت را
قیطانی کشیده ام
 و با دریای نگاهت
طرحی
 به رنگ واره های مهتاب
به نیلگونی خزر
 بر چشمانت میکشم
و بر شبتاب گیسوانت
مخملی از
 گلبوته های رازقی می کارم
برایت شعری می سرایم
وبر نگارینه ئ دلم
 حریر نگاهت را ثبت میکنم
تو را عاشقانه می سرایم
شعری که با قلم
دستار عشق را
بر گردنم آویخت
ومرا
 به بودنهای تو
عادت داد
صدا میکنم تو را
آرام نامم را میخوانی
و من
کمی به نامم
 حسادت میکنم
با تو آرامم
و ظهور واژه های عشق
درمن خاطره میشود
هزاران عاشقانه می سرایم
اما تعبیر عشق را نمیدانم
تو بگو عاشقانه یعنی چه ؟!
دیدگاه ها (۲)

خودم را به آوای لحظه ها می سپارم به آغاز پاییز ، به هزار رنگ...

من باشم وتو باشی ویک فنجان چای لبخند خاطره می شود  احساس ......

پاییزشاید عاشقیست بی قرارغمهایش را آغشته به رنگهای کهربایی م...

شب به سحر نمیرسد ، گر نکنم خیال تو....این دل بیقرار من ، رشک...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷#کاش من هم یکروز مهمان پشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط