قدم می زنم...

قدم می زنم...
پاهایم در شن ها دفن می شوند
قطرات آب با باد هم بازی شده و صدف ها را به من هدیه می دهند
و وقتی که ماهی ها و مرغ های دریایی بازی مرگ می کنند،
پاهای من در دریا آرامشی می گیرند که در یک نقطه از جهان هم نیست!
خورشید به دریا حسودی می کند و رنگش قرمز می شود
آسمان هم بند های باران را آویزان می کند
ای دریا شعرهایت را روی ماسه حک کن تا آب شورت، شعرها را جلا بخشد

#مهرسا_احمدیان
دیدگاه ها (۲)

این یک لیسه دریایی نیست.با هیداتینا فیزیس، حلزون حبابی، آشنا...

پست شبانه

صدف Clam نامی رایج برای چندین نوع نرم‌تنان دوکفه‌ای است. این...

یک روز ک دلم گرفت📸خودم را برداشتم و بردم دست خودم را گرفتم س...

یک روز ک دلم گرفتخودم را برداشتم و بردم دست خودم را گرفتم سو...

سَمورهای آبی (پارسی میانه: اودرَگ) پستانداران گوشتخوار زیر خ...

یه تک‌پارتییی جدید از نامجونننن شیییی؟؟:))) به قلم لینا:)من ...

خب دوستان داستان اول:پری دریایی کوچولو☆نویسنده:هانس کریستین ...

فانوس ماهی دریایی (Sea lamprey) گونه‌ای مارماهی انگلی بومی ن...

معرفی کتاب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط