اے کاش که با هر طپشے، هر ضربانے
اے کاش که با هر طپشے، هر ضربانے
خود را به هیاهوے دل من برسانے
موے من آشفته به دستان تو خیره است
بےآنکه بداند تو پریشان تر از آنے
من لانه ےبالاے درختم، تو کبوتر
باید که خودت را به هوایم بپرانے
ابرے سر ذوق آید و بعد از تو ببارد
یک قطره اگر اشک به گلدان بچکانے
یک لحظه نرفته است خیال تو از این سر
من روزه ام و منتظر صوت اذانے...
خود را به هیاهوے دل من برسانے
موے من آشفته به دستان تو خیره است
بےآنکه بداند تو پریشان تر از آنے
من لانه ےبالاے درختم، تو کبوتر
باید که خودت را به هوایم بپرانے
ابرے سر ذوق آید و بعد از تو ببارد
یک قطره اگر اشک به گلدان بچکانے
یک لحظه نرفته است خیال تو از این سر
من روزه ام و منتظر صوت اذانے...
- ۲۴۰
- ۲۲ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط