{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی

بازی
Part 1

(علامت جنی_)

(ویو صبح جنی)
_با صدای آلارم گوشیم از خواب بیدار شدم امروز باید میرفتم برای مصاحبه ی کاری برای همین سریع رفتم حموم اومدم بیرون و مو هامو رو خوشک کردم و یه لباس پوشیده اما پوشیده پوشیدم(اسلاید بعد ) ی میکاپ ساده ی دخترو هم کردم و دیگه رفتم داشتم میدویدم که یه دفعه خوردم به یه مرد که از بار اومده بود

(علامت تهیونگ× )

× مگه کوری هان (عربده)
_ ب ... ببخشید خوب ندیدمتون
× که ندیدی هان ( عصبانی)
_ اره خوب مشکلش چیه ( مغرور نانه)
× که جوابم رو میدی بجای التماس کردن

تهیونگ به بادیگارد ها گفت که جنی رو بیهوش کن و بندازن توی ماشین بادیگار هاهم یه مشت زدن توی صورت جنی و انداختنش توی ماشین

(ویو رسیدن با عمارت تهیونگ )

شرط
۴ لایک
دو بازنشر
دوستون دارم بای🎀✨️
دیدگاه ها (۰)

نام رمان:بازی (game)شخصیت های اصلی: تهیونگ _ جنیژانر:خشن -ما...

وایبش فقط

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط