زشت است که توی غزلش مرد بگرید
زشت است که توی غزلش مرد بگرید
هربار که یک قافیه آورد بگرید
این هدیه ی عشق است به دیوانه که باید
با درد بخنداند و با درد بگرید
غربت فقط این است که شخصی وسط جمع
آرام بیاندیشد و خونسرد بگرید
زشت است که آدم دلش از هیچ بگیرد
زشت است که هر وقت هوس کرد بگرید
زشت است که شاعر وسط خواندن یک شعر
با آمدن واژه ی برگرد بگرید
زشت است، ولی زشت تر این است
عشقت بسر شانه ی یک آدم نامرد بگرید
@,,,,D
هربار که یک قافیه آورد بگرید
این هدیه ی عشق است به دیوانه که باید
با درد بخنداند و با درد بگرید
غربت فقط این است که شخصی وسط جمع
آرام بیاندیشد و خونسرد بگرید
زشت است که آدم دلش از هیچ بگیرد
زشت است که هر وقت هوس کرد بگرید
زشت است که شاعر وسط خواندن یک شعر
با آمدن واژه ی برگرد بگرید
زشت است، ولی زشت تر این است
عشقت بسر شانه ی یک آدم نامرد بگرید
@,,,,D
- ۱.۱k
- ۲۲ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط