زشت است که توی غزلش مرد بگرید

زشت است که توی غزلش مرد بگرید
هربار که یک قافیه آورد بگرید

این هدیه ی عشق است به دیوانه که باید
با درد بخنداند و با درد بگرید

غربت فقط این است که شخصی وسط جمع
آرام بیاندیشد و خونسرد بگرید

زشت است که آدم دلش از هیچ بگیرد
زشت است که هر وقت هوس کرد بگرید

زشت است که شاعر وسط خواندن یک شعر
با آمدن واژه ی برگرد بگرید

زشت است، ولی زشت تر این است
عشقت بسر شانه ی یک آدم نامرد بگرید



@,,,,D
دیدگاه ها (۱۸)

آیا میدانستی هرماه متعلق به یک گل خاصیمی باشد ؟#خودم-خردادی-...

" عفیف بمان بانو ..."در را ببند و عاقلانه بیندیش ..،،هرڪه عش...

زندگی کنمهربانم، ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮﺭﻭﻧﻖِ ﻋﻤﺮِ ﺟﻬﺎﻥ ، ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺎﺣﯽ ﮔﺬﺭﺍﺳتﺩ...

زندگی تصویریستقلم و کاغذ و رنگش از توستقلمت را بردارو به نقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط