داداش حسن و داداش حسینم راهتون ادامه داره به یاد شهدای
داداش حسن و داداش حسینم راهتون ادامه داره.. به یاد شهدای گمنام
یکی از شهدا که داخل یک سنگر نشسته بود و ظاهراً تیر یا ترکش به او اصابت کرده و شهید شده بود را یافتیم. خواستیم بدنش را داخل یک کسیه بگذاریم و جمع کنیم که انگشتر و انگشت وسط دست راست او نظرمان را جلب کرد.
از آن جالب تر اینکه تمام بدن کاملاً اسکلت شده بود ولی آن انگشت سالم و گوشتی مانده بود. خاکهای روی عقیق انگشتر را که پاک کردیم، اشک همه مان درآمد. روی آن نوشته شده بود: «حسین جانم»..
یکی از شهدا که داخل یک سنگر نشسته بود و ظاهراً تیر یا ترکش به او اصابت کرده و شهید شده بود را یافتیم. خواستیم بدنش را داخل یک کسیه بگذاریم و جمع کنیم که انگشتر و انگشت وسط دست راست او نظرمان را جلب کرد.
از آن جالب تر اینکه تمام بدن کاملاً اسکلت شده بود ولی آن انگشت سالم و گوشتی مانده بود. خاکهای روی عقیق انگشتر را که پاک کردیم، اشک همه مان درآمد. روی آن نوشته شده بود: «حسین جانم»..
- ۱.۲k
- ۱۵ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط