{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زان لحظه که دیده بر رخت وا کردم

زان لحظه که دیده بر رخت وا کردم

دل دادم و شعرِ عشق انشا کردم...

#حمید_مصدق
دیدگاه ها (۱)

دست نمی‌دهد مـــــرا بی ‌تو نَفَس زدن دمی#عطار

در رهت دادیم عقل و هوش و عُمر و زندگیای غمِ دنیا! چه می‌خواه...

خود رای می‌نباش که خودراییراند از بهشت، آدم و حوا راپاکی گزی...

هوشم نماند با ڪساندیشه ‌ام تویی بس#سعدی

نشد یک لحظه از یادت جدا دلزهی دل، آفرین دل، مرحبا دل!#ابوالق...

هر جا که رخت مظهری از قاب خیال استجز یاد تو بر دیده و دل پوچ...

می‌گن عشق رنگ نداره…اما دلِ من آبیِ از وقتی چشم وا کردم💙

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط