{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبحونه تموم شد بعدش آماده شدیم و رفتیم سر صحنه فیلمبرداری

صبحونه تموم شد بعدش آماده شدیم و رفتیم سر صحنه فیلمبرداری ادامه فیلم رو رفتیم و تموم شد کارمون که جونگکوک
+بریم یه ناهار بخوریم
_اهوم
رفتیم و نشستیم و ناهار خوردیم که رفتیم بیرون و پیاده رفتیم که دیدم صدای بدی از پشت گوشم اومد حس میکنم ۳۰ نفری پشت سرمون باشن همه داد زدن
"اونا جئون ا.ت و جئون جونگکوک نیستن"
تا اینو شنیدیم جونگکوک دستم رو گرفت و دویدیم و فرار کردیم که به کوچه بم بست رسیدیم دیدم هیچکس دنبالمون نیست
+گفتم با ماشین بریم(عصبی و داد)
_خب...من...(بغض)
+ا.ت هیچی نگو(داد)
از کنارش رد شدم و رفتم پیاده سمت خونم
گوشیم رو گرفتم و زدم جونگکوک رو بلاک کردم خب چرا سرم داد میزنه
با یاداوری دیشب گریم گرفت
ویو کوک
چند بار به ا.ت زنگ زدم ولی بوق اشغال میزد فکر کنم بلاکم کرده نباید سرش داد بزنم ولی من کنترل عصبانیتم دست خودم نیست لعنت بهش
ویو ا.ت
رفتم و یه دوش گرفتم بعدش رفتم و روی تختم دراز کشیدم و یکم تو گوشی چرخیدم که یه ناشناس زنگ زدم جواب دادم جونگکوک بود
+چرا جواب نمیدی(داد)
_...
+الو قطع شده؟
_نه من ساکتم
+چرا جواب نمیدی
_...از دستت عصبی بودم جواب ندادم
+چرا عصبی
_خودت فکر کن
بعدش قطع کردم و بلاکش کردم
_ی...یعنی من مست بودم جونگکوک رو بوسیدم
_جونگکوک راست میگفت وقتی مستی حقیقتو میگی شایدم دروغ
_نمیدونم عاشقشم یا نیستم باید فکر کنم
_نکنه باردارم من قرص باید میخوردم وای چیکار کنم نه هنوز من هیچی حس نمیکنم پس نیستم ولی بعدا یه بیبی چک بگیرم اگه بودم باید بندازمش چون باباش یه هرزه هست که هرروز با یه زن تو بار یه غلطی میکنه بعدش اصلا معلوم نیست عاشقم هست یا نه
_خب بهتره بخوابم
سرم رو روی بالشت گذاشتم که خوابم برد
دیدگاه ها (۶)

از خواب بلند شدم ساعتم رو نگاه کردم ساعت ۴:۲۷ صبح بود انقدر ...

آپدیت جونگکوک:🐰قربونت بلممم مننن😭😭😭🎀🎀

سوار ماشین شدیم و راه افتادیم و منو رسوند خونه خودم نه خونه ...

پا به فرار گذاشتم که به کوچه بم بست رسیدمپسر:خب میخوای کجا د...

عشق مافیا

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط