{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از يه جايي به بعد به خودت ميگي...

از يه جايي به بعد به خودت ميگي...
اصلا چه دليلي داره به كسي بگم حالم بده ؟
اونا چيكار ميتونن واسم بکنن ...
جز گفتنِ يه ناراحت نباش ميگذره ...
در روز اونقد مي خنديو ميگي واي ...
من چقد خوشحالم كه خودتم باورت ميشه
واقعا حالت خوبه اما شبا
وقتي سرتو ميذاري رو بالش ميگي نه !!
اونقدرا هم خوب نيستم .
كم كم گريه كردن يادت ميره ،
ميريزي تو خودت ؛
چند وقت بعد ميبيني ديگه نميتوني ...
سره يه موضوعِ كوچيك گريه ميكني ،داد ميزني ،
ميگي چه بلايي داره سرم مياد ؟
به خودت فُحش ميدي ، همه بهت ميگن چته ؟
تو كه اينقد ضعيف نبودي !!
توو دلت ميگي ...!
اونقد قوي بودم كه ديگه ته كشيدم ...
اونقدر شکستم و هیچی نگفتم که سر هر موضوع کوچیکی
بی اختیار اشک میریزم،نه به خاطر اون موضوع
واسه دردایی که دارم
تمومِ افكارم ، باورام ، احساسم ،
حتي خودمم ديگه ته كشيدم
سرد،بی تفاوت،بی اعتماد
حالم خوب است،خوب...
کسی که نگران حالم نمیشود،پس بگذار گمان کند خوبم...
دیدگاه ها (۱۲)

- خار خندید و به گل گفت سلامو جوابی نشنیدخار رنجید ولی هیچ ن...

⇜ﺧُـﺪﺍﯾـ ــﺎﺑـــِـﺒـَﺨـﺶ ﺩﺍﺭَﻡ ﺑــــَـــﺪ ﻣﯿـــــﺸَﻢﺑَﺎﯾــــ...

اگه یه فروردینی از تو بدش بیاد دیگه تو قلبش جایی نداری!اگه ب...

بـــه بعضـــیام باس گفـــت ☜

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط