{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اولین دیدار

اولین دیدار:

دوباره یه روز خسته کننده داشتم توی رستوران میرفتم که خوردم به دختری خیلی خوشگل بود و همینطور بی اعصاب بهم گفت که حواسمو جمع کنم خیلی عجله داشت وقتی بیرون اومدم رفت شهربازی و چندتا بازی بلیط گرفتم روی هر صندلی که نشستم اون دختر کنارم نشسته بود با خودم میگفتم که چرا داره دنبالم میکنه توی هر بازی اون کنار من بود از شهربازی خارج شدم رفتم پل معلق که دیدم اون دختر قبل من اونجا بود زیر لب گفت بازم این انگار از دیدن من خوشحال نشده بود بعدش رفتم اتاق فرار هر بار ۴ نفر میرن داخل با تعجب به اونجا نگاه کردم لازم اون دختر بود با ۲ نفر دیگر اون ۲ نفر از ترس بیرون رفتن و من موندم با اون خیلی نترس بود و همه مراحل رو رد می‌کرد خیلی خارق العاده بود به لطف اون از اتاق فرار کردیم اون از پله ها بالا رفت و من پایین تصمیم گرفتم برم سینما ۳ بعدی صندلی من کنار دختر ها بود روی شماره صندلیم نشستم که دیدم اون دختر هم اومد و صندلی کناری من نشست فیلم هنوز شروع نشده بود که همه جیغ می‌زدند از اون دختر خواستم تا جاش رو با من عوض کنه و قبول کرد وسط های فیلم  مار پلاستی پا رو می‌گرفت جای تعجب‌ش اینجا بود که دختر نه جمع میزد و نه کاری می‌کرد وقتی بهش نگاه کردم دیدم پاهاش رو بالا گداشته و خیلی ریلکس بود وقتی فیلم تموم شد اون دختر رفت پارک منم از دور داشتم نگاهش میکردم که دیدم یه پسری بهش نزدیک شد و بهش درخواست داد اون دختر کتکش زد و پسر فرار کرد توی دلم میگفتم این دختر سرنوشت منه هر جور شده مال خودم میکنم اون رفت و منم دیگه ندیدمش
دیدگاه ها (۰)

💜 : به طور تصادفی بی‌تی‌اس رو تو فرودگاه دیدم. حتی با کیم ...

پارت ۳ فرار نکن بخواتر لایک هاتون تصمیم گرفتم پارت ۳ رو بزار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط