در من دیوانه ای جا مانده،
در من دیوانه ای جا مانده،
که دست از دوست داشتنت،
برنمیداردبا تو قدم میزند،
حرف میزند،شعر میخواند،
قهوه میخورد،فقط نمیتواند،
درآغوش بگیردت،
به گمانم همین بی آغوشی،
او راخواهدکشت!
که دست از دوست داشتنت،
برنمیداردبا تو قدم میزند،
حرف میزند،شعر میخواند،
قهوه میخورد،فقط نمیتواند،
درآغوش بگیردت،
به گمانم همین بی آغوشی،
او راخواهدکشت!
- ۲۰
- ۱۰ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط