پلکی به رنگ اتفاق، اتفاقی که از گلو آغاز می شود
پلکی به رنگ اتفاق، اتفاقی که از گلو آغاز می شود
وخنجر برای حنجر میوه انتظار تیز می کند.
میوه ای که زمزمه آمدنش در کویری ترین روزهای زندگی، زمزم حیات را برپا کرد.
مسلخی به بهانه عشق، عشق و عشق و دیگر هیچ!
جان است که جانان را عاشقانه دوست دارد و می گذرد
حتی از ثمره جانش،فرزندش،
اسماعیلش.
رؤیا نیست، اتفاقی به صداقت حقیقت است؛
حقیقتی که با نبض نبض اسماعیل گره خورده؛
حقیقتی که باری دیگر ابراهیم را به قبولی در امتحان های الهی خواهد.
وخنجر برای حنجر میوه انتظار تیز می کند.
میوه ای که زمزمه آمدنش در کویری ترین روزهای زندگی، زمزم حیات را برپا کرد.
مسلخی به بهانه عشق، عشق و عشق و دیگر هیچ!
جان است که جانان را عاشقانه دوست دارد و می گذرد
حتی از ثمره جانش،فرزندش،
اسماعیلش.
رؤیا نیست، اتفاقی به صداقت حقیقت است؛
حقیقتی که با نبض نبض اسماعیل گره خورده؛
حقیقتی که باری دیگر ابراهیم را به قبولی در امتحان های الهی خواهد.
- ۱.۸k
- ۱۰ مرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط