{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آدم وقتی لبریز است از یاد کسی، هر روز هر جا که میرود یادش

آدم وقتی لبریز است از یاد کسی، هر روز هر جا که میرود یادش را با خودش میبرد. در عصرهای بارانی یا غروب‌های پاییزی یا شب‌های دلتنگی با یادش قدم میزند. در کافه‌ها، در عطر قهوه‌ها، در شعرها و آوازها، دست یادش را میگیرد، با یادش غمگین یا خوشحال میشود، میخندد یا گریه میکند. آدم وقتی با یاد یک نفر در مغزش یا در کنج سینه‌اش زندگی میکند، دیگر تنها نیست. هرکسی یاد خودش را دارد، و با آن عاشقانه زندگی می‌کند....
دیدگاه ها (۰)

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

🥀 قسمت هشتم فاطمه چه کسی بود؟تا اینجا شاید فکر کرده با...

اوسی شیطان کش/بیوگرافی/رن هیمورانام:رننام خانوادگی:هیموراقد:...

پرنسس ناخواسته

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽⁴:⁴🕊از ز...

فیک جونگکوک

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۲: سکوتِ سردِ پاریسهواپیمای اختص...

پرنسس ناخواسته

Part:2🕸لوسا مثل یک کَنه به یونگی چسبیده بود هرگاه او از خانه...

Lost leaves/رمان جیمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط