اقای من
اقای من.'،
پارت۸
با تقه ای که به در خورد از خواب شیرینش پرید.
و کابوس خوابش شد
کجا بود؟الان داشت یادش میومد.اتاق استادش کیم تهیونگ.پس هر چیزی که دیده بود،یه خواب بود.لعنت بهش لعنت به همه چیز.
=جونگکوک... میتونم بیام تو؟
استادش برای وارد شدن به اتاق خودش اجازه میخواست؟چی میخواست بگه؟
_بیاین تو...اقای کیم
با صدای پسر، مرد درو به ارومی باز کرد و مقابل پسر کوچکتر نشست
=کوک...در طی صحبتام فقط بهم گوش کن و چیزی نگو باشه؟
چیشده بود که مرد ازش ارامش و سکوت میخواست؟
=من... فکر کردم.خیلی زیاد.لزومیتی نداشت ذاتا از اولش اشکار بود که قرار بود چی بشه
من از زندگی که دارم رازیم. چه به زور ازدواج کرده باشم چه به خواسته خودم.
شکست.تموم شد.دیگه بقیه جمله مرد رو خونده بود
=من امروز برای یوجونگ برنامه دارم و...
استاد کیم از کودوم برنامه حرف میزد؟یوجونگ دو هفته به خاطر کارش به اروپا رفته بود...
=تو دانش اموز منی کوک.اینو تو مغزت فرو کن.
مرسی بابت زحمتی که کشیدی و تا اینجا اومدی.ولی من پابه پای این دیوونگی و بچه بازیات نمیام. اینا همش یه روز تموم میشه و تو به این روزا میخندی
دیوونگی؟ بچه بازی؟چی داشت میگفت؟به عشقش برچسب هم زده بود؟باشه
هر چی تلاش کرده بود.هر استرس کوفتی که این ۳ سال کشیده بود. کافی نبود؟این پسرچرا دست نمیکشید؟
=میشنوی منو؟
_خیلی خوب میشنومتون آقای کیم...خیلی خوب...نگران نباشید
بعد اینکه جملش تموم شد.با صورتی خنثی از روی تخت پاشد شلوارشو پوشید و به طرف در رفت و در به شدت کوبیده شد و مرد بزرگتر رو توی ابری پر اتفاقات مبهم تنها گذاشت
_قرار.... نیست دیگه برات گریه کنم کیم...
قدم هاشو قاطعانه بر میداشت.آره...کوک دیگه گریه هم نکرد.شاید از اولش درستش این بود
داشت میرفت خونه...
هتل کیم. ساعت12:00 ظهر
یونگی جیمینو به هتلشون اورده بود تا دور از اتفاقات یکم پیش هم باشن.ولی باید از جیمین زمان میخواست
+چرا منو اینجا آوردی یوگ؟
چرا آورده بود؟آشکار بود.
=جیمین...ازت میخوام تا دل شب امروز پیشم باشی میتونی؟
+برای چ_
=جوابم یه کلمس
آره یا نه
اره یا نع؟البته که میتونست ولی نمیتونست حدس بزنه برای چی
+میتونم
=خوبه
+برای چی پیشت باشم یوگ؟
=برای "ما" جیمین
حداقل برای اون دو.... امشب پر از ارامش بود
خونه اقای جئون.
اینهمه تلاش بکن به این باتلاق برس؟هه...چه تاثیر گذار بوده تلاشهاش.
کوک شاید مثل یه بچه دیده میشد....
پارت۸
با تقه ای که به در خورد از خواب شیرینش پرید.
و کابوس خوابش شد
کجا بود؟الان داشت یادش میومد.اتاق استادش کیم تهیونگ.پس هر چیزی که دیده بود،یه خواب بود.لعنت بهش لعنت به همه چیز.
=جونگکوک... میتونم بیام تو؟
استادش برای وارد شدن به اتاق خودش اجازه میخواست؟چی میخواست بگه؟
_بیاین تو...اقای کیم
با صدای پسر، مرد درو به ارومی باز کرد و مقابل پسر کوچکتر نشست
=کوک...در طی صحبتام فقط بهم گوش کن و چیزی نگو باشه؟
چیشده بود که مرد ازش ارامش و سکوت میخواست؟
=من... فکر کردم.خیلی زیاد.لزومیتی نداشت ذاتا از اولش اشکار بود که قرار بود چی بشه
من از زندگی که دارم رازیم. چه به زور ازدواج کرده باشم چه به خواسته خودم.
شکست.تموم شد.دیگه بقیه جمله مرد رو خونده بود
=من امروز برای یوجونگ برنامه دارم و...
استاد کیم از کودوم برنامه حرف میزد؟یوجونگ دو هفته به خاطر کارش به اروپا رفته بود...
=تو دانش اموز منی کوک.اینو تو مغزت فرو کن.
مرسی بابت زحمتی که کشیدی و تا اینجا اومدی.ولی من پابه پای این دیوونگی و بچه بازیات نمیام. اینا همش یه روز تموم میشه و تو به این روزا میخندی
دیوونگی؟ بچه بازی؟چی داشت میگفت؟به عشقش برچسب هم زده بود؟باشه
هر چی تلاش کرده بود.هر استرس کوفتی که این ۳ سال کشیده بود. کافی نبود؟این پسرچرا دست نمیکشید؟
=میشنوی منو؟
_خیلی خوب میشنومتون آقای کیم...خیلی خوب...نگران نباشید
بعد اینکه جملش تموم شد.با صورتی خنثی از روی تخت پاشد شلوارشو پوشید و به طرف در رفت و در به شدت کوبیده شد و مرد بزرگتر رو توی ابری پر اتفاقات مبهم تنها گذاشت
_قرار.... نیست دیگه برات گریه کنم کیم...
قدم هاشو قاطعانه بر میداشت.آره...کوک دیگه گریه هم نکرد.شاید از اولش درستش این بود
داشت میرفت خونه...
هتل کیم. ساعت12:00 ظهر
یونگی جیمینو به هتلشون اورده بود تا دور از اتفاقات یکم پیش هم باشن.ولی باید از جیمین زمان میخواست
+چرا منو اینجا آوردی یوگ؟
چرا آورده بود؟آشکار بود.
=جیمین...ازت میخوام تا دل شب امروز پیشم باشی میتونی؟
+برای چ_
=جوابم یه کلمس
آره یا نه
اره یا نع؟البته که میتونست ولی نمیتونست حدس بزنه برای چی
+میتونم
=خوبه
+برای چی پیشت باشم یوگ؟
=برای "ما" جیمین
حداقل برای اون دو.... امشب پر از ارامش بود
خونه اقای جئون.
اینهمه تلاش بکن به این باتلاق برس؟هه...چه تاثیر گذار بوده تلاشهاش.
کوک شاید مثل یه بچه دیده میشد....
- ۶۲۰
- ۳۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط