{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه که بودم

بچه که بودم
فکر می کردم پدرها و مادرها مثل ساعت شنی هستند
تمام که بشوند
برشان می گردانی
از نو شروع می شوند
بعدها فهمیدم
پدر ها و مادرها
مثل مداد رنگی هستند
دنیایت را رنگ می کنند
خودشان ولی آب می روند
نقاشی هایت را که کشیدی
یک روز
تمام می شوند
کاش زودتر
کسی راستش را به من گفته بود
پدر ها ومادرها
مثل قند می مانند
چای زندگی ات را که شیرین بکنند
خودشان تمام می شوند
دیدگاه ها (۹)

همیشه لبخند بر لبانت عشق در قلبت لطف در نگاهت محبت در چهره ا...

سلام بر تو که نیازمندان را باب الحوائجی. سلام بر نام معطر و ...

طوری بخند... که حتی تقدیر شکستش را بپذیرد،طوری عشق بورز... ک...

اياميدانستيد....ايا ميدانستيد که اب چغندر بهترين درمان کم خو...

#کپشن_مهم 👇🏻😔شهید لاریجانی ...🔹️چند روز پیش با دو نفر از دوس...

چرا آقای لاریجانی را در شهر قم دفن کردند؟چند روز پیش با دو ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط