{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

الان یه جوری گفتم

الان یه جوری گفتم
ای خدا شکرت...

که حس کردم خدا با بغض اومد دستشو انداخت دور گردنم و گفت وجداناً شرمنده،
ردیف میکنم کاراِتو،
فقط اینجوری نگو دیگه😞


شـــ🌙 ــبـتون بخــ⭐ ️ــیر
دیدگاه ها (۸)

کاش غیر از من و تو هیچ کس با خبر از ما نشودنوبت بازی ما باشد...

امسال هم دارد نفس های آخرش را میزند...بعضی هایمان پارسال همی...

میگن عاشقی زمان جناب سعدی اینقدر جذاب بود که این شکلی دل میب...

‏درباب چهارشنبه سوری حضرت حافظ میفرمایند : از هرطرف که رفتم ...

ساحل من چپتر ۲ پایانی

پارت سوم همینجثری منتظر بودم تا سهیل بیاد یدفعه یکی از پسرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط