{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﺭﻭﺯﯼ ﺷﺨﺼﯽ ﻧﺰﺩ شیخ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﺟﻠﻮﯼ ﺟ

ﺭﻭﺯﯼ ﺷﺨﺼﯽ ﻧﺰﺩ شیخ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﻢ ﺟﻠﻮﯼ ﺟﻤﻊ ﺑﮕﻮﯾﻢ.
شیخ ﺣﺎﺿﺮﺍﻥ و مریدان ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺷﺨﺺ ﺳﻮﺍﻟﺶ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪ.
ﻭﻟﯽ ﭼﻮﻥ ﻫﻤﻪ بیرون بودند ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻪ ﭼﻪ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭼﻪ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺷﻨﯿﺪ !!
.
.
.
.
.
.
.
ﺷﺮﻣﻨﺪﺗﻮﻥ ﺷﺪﻡ واقعا ، ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ،
خب بیرونمون کرد من چیکار کنم.
دیدگاه ها (۵)

نام اثر:آوای مهر. . . میدان تقی آباد............مشهد

این گل بسیار زیبا که در بلوچستان می روید گل طاووس نام دارد،ک...

از الان تا ۳فروردین باید عکس سفره هفت سین لایک کنیم تو ویساز...

دستی که کوته است به خرما نمیرسدقطره هزار سال به دریا نمیرسدر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط