من نمیفهمم. چرا خدا به من شانس نداده برای اولین بار بابا
من نمیفهمم. چرا خدا به من شانس نداده برای اولین بار بابام راضی شد بریم کنسرت پدر بزرگم مرد الآنم کل خانواده پدری لشکری خونه ما هستن اینقدر زیاد بودن ناهار گیرم نیومده رفتم با رفیقام بیرون خوردم بلیط گرفته بودم الان دختر خالم با رفیقش میره منم باید بشینم اینجا خرما بهش کنم تنها دل خوشی تو زندگیم اینه فامیلم صالحی هست
دیگه هیچ
اگه شما هم مثل من نرفتید تا حالا کنسرتش بیا دایرکت درد و دل کنیم
دیگه هیچ
اگه شما هم مثل من نرفتید تا حالا کنسرتش بیا دایرکت درد و دل کنیم
- ۹۷۷
- ۲۸ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط